تبليغاتX
ایرانی سلام

ایرانی سلام

آموزش عربی راهنمایی

الحسین منی وانا من حسین

ماه محرم و شهادت امام حسین (ع)ویاران گرامیش را به همه شما تسلیت میگویم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 19:9  توسط مهدی ولی الهی  | 

بارم بندی عربی (پیشنهادی)

بارم بندي پيشنهادي عربي سال سوم دوره راهنمايي تحصيلي نوبت اول ( سال تحصيلي 8۸-8۷ )

ارزشيابي اين درس به دو شيوه كتبي و شفاهي انجام مي پذيرد و هر كدام نمره مستقلي دارند :

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 7:18  توسط مهدی ولی الهی  | 

یلدا مبارک

 

شب یلدا شب مهربانی ها شب زیبای ایرونی بر همه ایرانی ها مبارک

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:16  توسط مهدی ولی الهی  | 

طرح درس سالانه

طرح درس پیشنهادی به مدارس                طرح درس سالانه                  

درس عربی پایه ی دوم                   سال تحصیلی ۸۸-۸۷     


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:21  توسط مهدی ولی الهی  | 

رمضان در آیینه تصویر1


                                      
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 12:12  توسط مهدی ولی الهی  | 

رمضان در آیینه تصویر

رمضان در آیینه تصویر 2
                             
               
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 12:11  توسط مهدی ولی الهی  | 

10مسئله شرعی

1. خانمى كه قصد ده روز اقامت در جايى كرده است و چند روز اول به علت عذر شرعى، نماز نخوانده است، در پنج روز باقى مانده، نماز را تمام بخواند يا شكسته؟
نماز او در ايام باقى مانده، تمام است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 12:8  توسط مهدی ولی الهی  | 

دو داروى آرام‏بخش در قرآن

بهروز يدالله‏پور

قرآن مجيد نسخه شفابخش جان‏هاى دردمند، از جانب خداوند سبحان است (و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين و لا يزيد الظالمين الاّ خساراً1) كه توسط پيامبرى مهربان و فداكار، بر جان‏هاى حقيقت‏طلب و عاشق، رسانده شد.
در بحران روحى فراروى انسان كه باعث خستگى، سرگشتگى، افسردگى و دل‏تنگى او مى‏شود، انگيزه ادامه حيات را از او مى‏ستاند و او را تا مرز پوچى و پوچ‏گرايى پيش مى‏برد، داروهاى روان گردان، به نوعى آرام‏بخش اويند و او را تسكين مى‏دهند و فضايى ايجاد مى‏كنند كه انسان در آن فضا، از دغدغه‏ها، خستگى‏ها و...، براى مدتى رهايى مى‏يابد؛ در حالى كه اين درمان، دائمى نيست و شايد در درازمدت، به تغيير نوع داروى آرام‏بخش و نيز استفاده از مقدار بيشترى مواد آرام‏بخش بينجامد و اين آرامش ساختگى، پس از مدتى به طوفانى سهمگين بدل شود و تمام زندگى اين بيمار را هدف قرار دهد.
در كتاب مقدس مسلمانان - قرآن مجيد - دو داروى آرام‏بخش تجويز شده است كه در نوع خود، بى‏نظيرند؛ هم آرام بخشند و هم درمان‏گر. هر يك از اين دو دارو، ويژگى خاص خود را دارند كه به توصيف آنها مى‏پردازيم.

1. ياد خدا
«الا بذكر الله تطمئن القلوب؛ با ياد خدا، قلب‏ها آرام مى‏گيرند».2
در نگاه يك مسلمان، خداوند سبحان، قدرت مطلق و صاحب همه ملك و ملكوت است و تمامى نظام هستى، سربازان اويند؛ هيچ قدرتى، جز قدرت او نيست؛ هيچ كس، نمى‏تواند بدون اذن الهى، ضررى برساند و همه هستى، فرمانبردار اويند. صاحب و مؤثر در هستى، فقط خداست؛ «لا اله الا هو»3، «لا مؤثر فى الوجود الا الله»، «لله جنود السموات و الارض»4 و «و ان من شى‏ء الا يسبح بحمده».5 پس، تنها اوست كه قدرت و مالكيت دارد و به هر كس كه بخواهد، مى‏بخشد و از هر كس كه بخواهد، مى‏ستاند؛ «قل اللهم مالك الملك تؤتى الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء و تعزّ من تشاء و تذل من تشاء».6
نكته ديگر اين كه تمامى گرفتارى‏ها، دلتنگى‏ها، ترديدها، بيم‏ها و اميدهاى بشر، در دو چيز نهفته است:
الف) از دست دادن چيزى يا كسى.
ب) به دست نياوردن چيزى يا كسى.
اگر به طور دقيق به تمامى دغدغه‏ها و نگرانى‏هايمان - از كودك، نوجوان، جوان و... - بنگريم، از اين دو حال بيرون نيست؛ يا نگران آنيم كه آن چه داريم، از مال و جان و فرزند و موقعيت اجتماعى و...، از دستمان برود و يا اندوهناك آنيم كه آن چه در آرزوى آن بوديم و برايش روز و شب تلاش كرديم، به دست نياوريم و يا مانعى پديد آيد و ما از رسيدن به مطلوب و مقصود، باز مانيم.
چه بسيارند افرادى كه با اين دو نگرش، شب و روز در ترس، دلهره، خستگى و افسردگى به سر مى‏برند و ساعت‏ها، عمر شريف را به بيهودگى و بطالت مى‏گذرانند كه شايد... .
پسر جوانى كه در آرزوى دختر دلخواه خويش است و دخترى كه منتظر خواستگار عاشق خويش است، هر دو نگران حوادث آينده هستند.
اسلام با كلام وحى، بشارت مى‏دهد كه نگران نباشيد و ترسى نداشته باشيد. اگر رابطه درست با صاحب نظام هستى برقرار كرده‏ايد، بر او توكل كنيد و نگران نباشيد؛ چون همه هستى در يد قدرت اوست و «حتى برگ درختى، بى‏اذن او نمى‏افتد»7 و او «هر آن چه را در آسمان‏ها و زمين است، مى‏داند» و حتى «آن چه را در دل‏ها پنهان و نهان است، مى‏داند»8 و «نگاه خيانت‏كار را مى‏شناسد و به خيانت نگاه هم داناست».9
قطره‏اى از جويبارى مى‏رود
از پى انجام كارى مى‏رود
پس انسان با ياد اين همه عظمت، قدرت و رحمت بيكران، بخشندگى بى‏انتها، غفران، آمرزندگى و پوشاندن عيب‏ها و خطاها، توبه‏پذيرى و فرصت‏سازى، پاك‏كنندگى و تبديل سيئات به حسنات، اميددهى و جبران‏سازى، آرام مى‏گيرد و اميد را از دست نمى‏دهد؛ توان دوباره مى‏يابد؛ دل به او مى‏سپارد و آرام آرام به ساحل نجات دست پيدا مى‏كند.

2. همسر
دومين آرام‏بخش كه در قرآن مجيد به آن اشاره شده و از نشانه‏هاى خداوند به شمار مى‏آيد، چيزى جز همسر آدمى نيست.
در قرآن چنين آمده است:
«و من آياته اَن خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة».10
دوره جوانى، دوره‏اى است كه انسان، حس استقلال‏طلبى و شخصيت پيدا مى‏كند و مى‏خواهد دوست‏داشتنى باشد و ديگران را دوست بدارد؛ حس عجيبى در خود احساس مى‏كند و نمى‏داند چه خواهد شد.
از يك طرف، ميل او به غيرهمجنس، فزونى مى‏يابد و از جانبى ديگر، احساس شخصيت و استقلال، باعث اندكى جدايى از بافت دوره كودكى و نوجوانى، در خانه و خانواده مى‏شود؛ هم گرايش او به سمت و سويى ديگر است و هم علاقه‏اش به كسب اعتبار و جايگاه تازه.
از ديگر سو، غريزه سركش جنسى، قوى مى‏شود و ارضاى صحيح آن، باعث بهبودى روحى و روانى مى‏شود. اگر قربانيان بيمارى‏ها در جهان، بررسى شوند، شايد بيشترين قربانى، مخصوص بيمارى‏هاى جنسى باشد. آثار زيان‏بار و وحشتناك اين بيمارى‏ها، در تمامى عرصه‏هاى زندگى، قابل مشاهده است.
اسلام عزيز، در جهت آرامش بخشى، ازدواج را راهكار مناسبى در نظام آفرينش مى‏داند. انسان در دوران جوانى، نيازمند رسيدن به همدم و مونسى است تا با عشق‏ورزى و مهربانى، ادامه مسير را با او رهسپار گردد. دوستى‏ها، هيچ گاه و براى هيچ كس، آرام‏بخش نيستند؛ بلكه خود عرصه‏اى تازه در ايجاد دغدغه‏ها، نگرانى‏ها، خستگى‏ها و... مى‏باشند؛ اگر چه به ظاهر، هيچ كدام از دو طرف، بدان اعتراف نكنند.
بنابراين، آرام‏بخش دوم در قرآن، همسر نام دارد كه در كنار وى، انسان از خستگى‏ها رهايى مى‏يابد و احساس مى‏كند كه جهانى جديد شكل گرفته است. دو شخصى كه با هم هيچ حس خاصى نداشته‏اند، چنان شيفته و دوستدار هم مى‏شوند كه حتى ساعتى بدون هم را نمى‏توانند تحمل كنند؛ بدون هم، احساس خستگى مى‏كنند؛ براى هم بى‏تابى مى‏كنند؛ به هم هديه مى‏دهند و خالصانه‏ترين محبت‏ها را نثار هم مى‏كنند.
پس بايد با ياد خدا، براى جهانى پر از اميد و آرزوهايى زيبا و زندگى و سرزندگى و بندگى، انديشيد و همسرى برگزيد كه تا بهشت برين، همدم و مونس و همراه انسان باشد.

1. اسراء، آيه 82.
2. رعد، آيه 28.
3. بقره، آيه 255.
4. فتح، آيه 7.
5. اسراء، آيه 44.
6. آل‏عمران، آيه 26.
7. انعام، آيه 59.
8. غافر، آيه 19.
9. همان.
10. روم، آيه 21
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 12:5  توسط مهدی ولی الهی  | 

قرآن و مسأله شفاعت


1_ قرآن و مسأله شفاعت:

بدون شك مجازاتهاى الهى چه در اين جهان وچه در قيامت جنبه

انـتقامى ندارد, بلكه همه آنها در حقيقت ضامن اجرا براى اطاعت از قوانين و در نتيجه پيشرفت و تـكـامـل

انـسانهاست , بنابراين هر چيز كه اين ضامن اجرا را تضعيف كند بايد از آن احتراز جست تا جرات و جسارت بر گناه

درمردم پيدا نشود.

از سـوى ديگر نبايد راه بازگشت و اصلاح را بكلى بر روى گناهكاران بست بلكه بايد به آنها امكان داد كه خود را اصلاح

كنند و به سوى خدا و پاكى تقوا بازگردند.

« شـفـاعت » در معنى صحيحش براى حفظ همين تعادل است , و وسيله اى است براى بازگشت گناهكاران و آ

لودگان , و در معنى غلط و نادرستش موجب تشويق و جرات بر گناه است .

كـسـانـى كه جنبه هاى مختلف شفاعت و مفاهيم صحيح آن را از هم تفكيك نكرده اند گاه بكلى مـنـكـر مـسـاله

شفاعت شده , آن را با توصيه و پارتى بازى در برابرسلاطين و حاكمان ظالم برابر مى دانند!.

و گاه مانند وهابيان آيه فوق را كه مى گويد: « ولا يقبل منها شفاعة » در قيامت از كسى شفاعت پذيرفته نمى

شود بدون توجه به آيات ديگر دستاويز قرار داده وبكلى شفاعت را انكار كرده اند.

2ـشرايط گوناگون شفاعت .

آيات شفاعت به خوبى نشان مى دهد كه مساله شفاعت ازنظر منطق اسلام يك موضوع بى قيد و شرط نـيـسـت

بـلـكـه قـيـود وشـرايطى , از نظر جرمى كه درباره آن شفاعت مى شود از يكسو, شخص شـفاعت شونده از سوى

ديگر, و شخص شفاعت كننده از سوى سوم دارد كه چهره اصلى شفاعت و فـلـسفه آن را روشن مى سازد مثلا

گناهانى همانند ظلم و ستم بطوركلى از دايره شفاعت بيرون شمرده شده و قرآن مى گويد: ظالمان « شفيع

مطاعى » ندارند!.

از طـرف ديگر طبق آيه 28 سوره انبيا تنها كسانى مشمول بخشودگى ازطريق شفاعت مى شوند كه به مقام

«ارتضا» رسيده اند و طبق آيه 87 سوره مريم داراى «عهدالهى » هستند.

ايـن دو عـنـوان همان گونه كه از مفهوم لغوى آنها, و از رواياتى كه در تفسير اين آيات وارد شده , اسـتـفـاده مى

شود به معنى ايمان به خدا و حساب و ميزان و پاداش و كيفر و اعتراف به حسنات و سـيـئات ـنيكى اعمال نيك و

بدى اعمال بدـ و گواهى به درستى تمام مقرراتى است كه از سوى خـدا نازل شده , ايمانى كه در فكر و سپس در

زندگى آدمى انعكاس يابد, و نشانه اش اين است كه خـود را از صف ظالمان طغيانگر كه هيچ اصل مقدسى را به

رسميت نمى شناسند بيرون آورد و به تجديدنظر در برنامه هاى خود وا دارد.

و در مـورد شفاعت كنندگان نيز اين شرط را ذكر كرده كه بايد گواه بر حق باشند«الا من شهد بالحق » (زخرف : 87

).

و به اين ترتيب شفاعت شونده بايد يك نوع ارتباط و پيوند با شفاعت كننده بر قرار سازد, پيوندى از طـريق توجه به

حق و گواهى قولى و فعلى به آن , كه اين خودنيز عامل ديگرى براى سازندگى و بسيج نيروها در مسير حق است )

آيه 49) ـ.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 12:4  توسط مهدی ولی الهی  | 

چرا مرد ها بيشتر مورد خطاب هستند؟

قرآن پژوهان، خطاب هاي قرآن را به دو دسته تقسيم كرده اند: 1. خطاب ويژه مرد يا زن؛ مانند: «وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ...» (بقره (2)، آيه 233.) و «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ...»(بقره (2)، آيه 216.). 2. خطاب مشترك كه دو گونه است: گاهي با عنوان فراگيري مانند واژه «ناس»، «انسان» و «مَنْ» عموم انسان ها را خطاب مي كند؛ مانند: «يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»(بقره (2)، آيه 21.) و «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثِيراً وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً»(نساء (4)، آيه 1.) و... گاهي نيز در ظاهر از لفظ مذكر استفاده مي كند؛ ولي اشاره به همگان دارد؛ مثل: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»(نساء (4)، آيه 136.)، «يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتاب»(نساء (4)، آيه 47.)، «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»(احزاب (33)، آيه 21.) و... . درباره شيوه اخير بايد به نكاتي توجه كرد: يكم. دستورها و معارف قرآني در مورد مرد و زن يكسان است؛ گرچه صيغه هاي آن مذكر است. اين مسئله به جهت قاعده ادبي «تغليب» است. در زبان هايي مانند عربي - كه براي مرد و زن، دو گونه فعل (مذكر و مؤنث) وجود دارد - در مواردي كه جمع مورد نظر باشد، صيغه مذكر به كار مي رود. بنابراين «يا ايها الذين آمنوا» هم شامل زنان مي شود و هم مردان. از اين رو تاكنون هيچ مفسر و يا آشنا به زبان و ادبيات، نگفته است كه مجموع خطاب هاي قرآن اختصاص به مردان دارد. دوم. اين گونه سخن گفتن در ميان انسان ها، معمول است و اختصاص به قرآن ندارد؛ به خصوص در مقام قانون گذاري، از الفاظ و ضماير مذكر استفاده مي شود؛ ولي معناي عموم اراده مي گردد. سوم. خطاب كمتر قرآن به زنان، برخاسته از نگرش آن به رعايت حرمت زنان است و نشان از غيرت خداوند دارد. طبيعي است كه سخن گفتن مؤدبانه و عفيفانه با زنان و كمتر بردن نام آنها، يكي از راه هاي حفظ حرمت آنان است. اين به معناي عقب نگه داشتن نيمي از انسان ها نيست؛ زيرا اين گونه سخن گفتن، نشانگر نوعي احترام و ارج نهادن به مقام شامخ ايشان است. همين شيوه در ميان خانواده هاي محترم و با شخصيت معمول است كه در ميان ديگران، زنان را كمتر به طور مستقيم مورد خطاب قرار مي دهند. صالح قنادي
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 12:2  توسط مهدی ولی الهی  |