الحسین منی وانا من حسین
آموزش عربی راهنمایی
|
بارم بندي پيشنهادي عربي سال سوم دوره راهنمايي تحصيلي نوبت اول ( سال تحصيلي 8۸-8۷ ) ارزشيابي اين درس به دو شيوه كتبي و شفاهي انجام مي پذيرد و هر كدام نمره مستقلي دارند :
|
شب یلدا شب مهربانی ها شب زیبای ایرونی بر همه ایرانی ها مبارک

1. خانمى كه قصد ده روز اقامت در جايى كرده است و چند روز اول به علت عذر شرعى، نماز نخوانده است، در پنج روز باقى مانده، نماز را تمام بخواند يا شكسته؟
نماز او در ايام باقى مانده، تمام است.
1_ قرآن و مسأله شفاعت:
بدون شك مجازاتهاى الهى چه در اين جهان وچه در قيامت جنبه
انـتقامى ندارد, بلكه همه آنها در حقيقت ضامن اجرا براى اطاعت از قوانين و در نتيجه پيشرفت و تـكـامـل
انـسانهاست , بنابراين هر چيز كه اين ضامن اجرا را تضعيف كند بايد از آن احتراز جست تا جرات و جسارت بر گناه
درمردم پيدا نشود.
از سـوى ديگر نبايد راه بازگشت و اصلاح را بكلى بر روى گناهكاران بست بلكه بايد به آنها امكان داد كه خود را اصلاح
كنند و به سوى خدا و پاكى تقوا بازگردند.
« شـفـاعت » در معنى صحيحش براى حفظ همين تعادل است , و وسيله اى است براى بازگشت گناهكاران و آ
لودگان , و در معنى غلط و نادرستش موجب تشويق و جرات بر گناه است .
كـسـانـى كه جنبه هاى مختلف شفاعت و مفاهيم صحيح آن را از هم تفكيك نكرده اند گاه بكلى مـنـكـر مـسـاله
شفاعت شده , آن را با توصيه و پارتى بازى در برابرسلاطين و حاكمان ظالم برابر مى دانند!.
و گاه مانند وهابيان آيه فوق را كه مى گويد: « ولا يقبل منها شفاعة » در قيامت از كسى شفاعت پذيرفته نمى
شود بدون توجه به آيات ديگر دستاويز قرار داده وبكلى شفاعت را انكار كرده اند.
2ـشرايط گوناگون شفاعت .
آيات شفاعت به خوبى نشان مى دهد كه مساله شفاعت ازنظر منطق اسلام يك موضوع بى قيد و شرط نـيـسـت
بـلـكـه قـيـود وشـرايطى , از نظر جرمى كه درباره آن شفاعت مى شود از يكسو, شخص شـفاعت شونده از سوى
ديگر, و شخص شفاعت كننده از سوى سوم دارد كه چهره اصلى شفاعت و فـلـسفه آن را روشن مى سازد مثلا
گناهانى همانند ظلم و ستم بطوركلى از دايره شفاعت بيرون شمرده شده و قرآن مى گويد: ظالمان « شفيع
مطاعى » ندارند!.
از طـرف ديگر طبق آيه 28 سوره انبيا تنها كسانى مشمول بخشودگى ازطريق شفاعت مى شوند كه به مقام
«ارتضا» رسيده اند و طبق آيه 87 سوره مريم داراى «عهدالهى » هستند.
ايـن دو عـنـوان همان گونه كه از مفهوم لغوى آنها, و از رواياتى كه در تفسير اين آيات وارد شده , اسـتـفـاده مى
شود به معنى ايمان به خدا و حساب و ميزان و پاداش و كيفر و اعتراف به حسنات و سـيـئات ـنيكى اعمال نيك و
بدى اعمال بدـ و گواهى به درستى تمام مقرراتى است كه از سوى خـدا نازل شده , ايمانى كه در فكر و سپس در
زندگى آدمى انعكاس يابد, و نشانه اش اين است كه خـود را از صف ظالمان طغيانگر كه هيچ اصل مقدسى را به
رسميت نمى شناسند بيرون آورد و به تجديدنظر در برنامه هاى خود وا دارد.
و در مـورد شفاعت كنندگان نيز اين شرط را ذكر كرده كه بايد گواه بر حق باشند«الا من شهد بالحق » (زخرف : 87
).
و به اين ترتيب شفاعت شونده بايد يك نوع ارتباط و پيوند با شفاعت كننده بر قرار سازد, پيوندى از طـريق توجه به
حق و گواهى قولى و فعلى به آن , كه اين خودنيز عامل ديگرى براى سازندگى و بسيج نيروها در مسير حق است )
آيه 49) ـ.